محمد اشرف علوى عاملى
747
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
صدق حقّ ، ليكن موافق اصول اشاعره كه عقلا قبيح پيش ايشان قبيح نيست ، متمشّى نمىشود لزوم صدق اين معنى . و امّا معتزله پس اين مطلب پيش ايشان ظاهر الثّبوت است ، از جهت آن كه كذب قبيح است نزد ايشان بالضّروره و اللّه - تعالى - منزّه از قبايح است از جهت آن كه « 1 » او حكيم است بر نحوى كه خواهد آمد و حكيم راست گفتار و درست كردار است ، پس كذب صادر نمىشود از او . مسألهء سابعه در اين است كه خداى تعالى باقى است قال : : و وجوب الوجود يدل على سرمديّته و نفى الزّائد . « 2 » اتّفاق نمودهاند مثبتون صانع تعالى و قايلين به خدا بر اين كه خدا باقيست ابدا ، و اختلاف نمودهاند در معنى آن . پس اشعريّه مثل ابو الحسين بر اين مذهبند كه باقيست به بقايى / * الف / 166 / كه قائم است به آن بقا . و آخرون مذهب ايشان اين است كه باقيست بالذّات ، و اين معنى حقّيست كه اختيار نموده مصنّف - رحمه اللّه - . و دليل بر اين كه خدا هميشه باقيست وجوب وجود اوست بالذات كه سابق گذشت ، و واجب الوجود بالذات را عدم بر آن جايز نيست « 3 » و الّا ممكن خواهد بود . و اعتراضى كه وارد است از بعضى در اينجا اين است كه جايز است كه واجب لذاته باشد وقتى آن واجب الوجوب و ممتنع باشد در
--> ( 1 ) . م : - آن كه ( 2 ) . كشف المراد / 290 ( 3 ) . م : - بالذات كه . . . نيست